خرید بک لینک
دلی که شکست و اشک هایی که آمدند و رفتند. دلی که شکست ...میگوید دل شکسته مثل ساز شکسته است. خوش آهنگ تر است میگویم ساز شکسته را که کسی نمیخرد میگوید خریدار اینجا خاکی تر و خسته تر، دوست تر دارد.هیچ کس ندید گریه های دختری دل شکسته را که هیچ گاه فکر نمیکرد برود و در دستشویی دانشگاه گریه کند که کسی اشک هایش را نبیند... خودم جان تو خوب بمان...برای هر کاری که میکنی دلیلی داشته باش هرچند که آن دلیل اشتباه باشد.خودم جان گریه کردی ولی ببخش که آرام شوی... شاید هدیه و تسکین تو بعد آن همه گریه و دلشکستی همان دیدار گرم دوست در یک عصر سرد پاییزی بود.... شاید که جواب تو همان فال حافظی بود که گرفتی و تعبیر شد... خودم جان گریه کن ،آه بکش ولی ببخش... خودم جان آه بکش آه اسم خداست...آه ملکوت را میلرزاند....

برچسب: درد احبا نمی برم به اطبا, نویسنده: نیما حکیمی تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 3:02

همان روزی که از انبوه کار های نکرده ام تصمیم گرفتم شب را نخوابم و تنها کار کنم،همان روزی که با لام دال که فکر میکردم رفیق است و محرم است و جان است بحثمان شد و او از من دلخور شد و من از او...به تاریخ همان روزی که شب را خواب ماندم و تحویل هایمان صبح ساعت هشت بود و من هیچ کاری نکرده بودم،همان روزی که پاورپوینت دزدی جور کردم و راجع به مصالح سیمان خواندم و هیچ چیز از آن نفهمیدم،همان روزی که خسته بودم،دلشکسته بودم و خوابم می آمد،همان روز که خانه مان پر از مهمان شد و مهمان بچه ی شش ساله و سرتقی داشت و من باید رعایت ادب میکردم...همان روزی که انگار روز من نبود... همان روزی که تحقیق مصالح سیمان انجام شد و ارائه ما خوب از آب درآمد،استاد طرح استراحت گاه مرا قبول کرد،مهمان ها دلخور نشدند ،پاورپوینت دزدی پیش استاد لو نرفت و من لام دال را بخشیدم.. به تاریخ همان روزی که انتهایش خیر بود همان روز خوبی که نشانی اش را به هیچ کس نگفته ام.....

برچسب: نویسنده: نیما حکیمی تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 3:02

امروز به تاریخ نه آبان من برای اولین بار(به جرأت میتونم بگم اولین بار)یک خوشحالی عمیق رو احساس کردم.

خوشی که به درون قلبم نفؤذ کرد و از شاهرگ ها و رگ و مویرگ ها گذشت و من با تمام سلول های وجودم خندیدم...

خنده ای که نه از جنس قهقهه باشه ،حتی نه از نوع لب خند. میشه بهش گفت دل خند...وقتی با دلت میخندی.با روحت میخندی.

انگار که روحت یک نفس عمیق کشیده باشه...

انگار که دوباره زنده شده باشی...

برچسب: نویسنده: نیما حکیمی تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 18:40

آیت الله فاطمی نیا: این همه دراینترنت وکتابها میگردی دنبال اینکه آقای قاضی چی گفته آقای بهجت چی گفته،این همه این در و آن در میزنی،چی شد آخر ؟ تو هنوز جواب مادرت رو تلخ میدی !! میخوای بشی" سالک "بنده خدا ؟! قدم اول ترک معصیت است،به اندازه خودت،نمیگم معصوم بشی ولی تلاش کن . در خانواده خوب رفتار کنید که همسرانتان مشتاق شما باشند،عاق والدین انسان را صد فرسخ عقب میاندازد... خود ملا حسین قلی همدانی(ره) از قبر بیرون بیاد و بشه مرشدت،ولی عاق والدین باشی به جایی نمیرسی،حواست باشه. نگاه نامحرم تیری است که انسان را به زمین میزند و سخت بشود که بلند شوی . شاکر نعمت

برچسب: یادگیری زبان انگلیسی,یادش بخیر,یادگار امام,یادگار دوست,یادگار دوست شهرام ناظری,یادگیری زبان فرانسه,یادگاری,یادگیری ماشین,یادگار ماندگار 94,یادگیری زبان آلمانی, نویسنده: نیما حکیمی تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 0:36

صفحه بندی